اسدالله نیک نژاد کیست؟ پایگاه اینترنتی آی. ام. بی. دی. IMBD، از جمله کاملترین و مستندترین منابع و مراجع اطلاعات سینمایی است. تمامی شخصیت ها و فیلم های ریز ودرشت سینمای جهان از ابتدا تا به امروز در این سایت صفحه دارند. در این پایگاه اینترنتی، درباره اسدالله نیک نژاد، بطور خلاصه، چنین ثبت شده است:
اسدالله نیک نژاد، معروف به اسی نیک نژاد، متولد سال 1960 میلادی، در تهران است. وی، فارغ التحصیل دوره تحصیلی فوق لیسانس کارگردانی سینما از دانشگاه هنر کالیفرنیا است. نخستین تجربه سینمایی او، فیلم برنج خونین، با همکاری امیر قویدل، بود. پس از آن، به آمریکا سفر کرد و در تلویزیون و سینمای آن کشور، مشغول به کار شد.
در کارنامه تهیه کنندگی اسدالله نیک نژاد، چهارده فیلم و سریال تلویزیونی به چشم می خورد. در میان آنها، آثاری دیده می شود که شهرت خود را مدیون بی پردگی و نمایش امیال جنسی انسان هستند، فیلم هایی که با هدف تحریک جنسی تماشاگران، ساخته شده اند.
سریال خاطرات کفش قرمز که اسدالله نیک نژاد، از مدیران تولید و تهیه کنندگان آن است، مجموعه ای است که هر قسمت آن، چندین بخش اروتیک دارد. سریالی که در نمایش برهنگی، هیچ منعی را قائل نشده است. این سریال، در پنج فصل، در طی سالهای 1992 تا 1999 میلادی، تولید شده است. یکی از کارگردانان این سریال، زلمان کینگ است که با فیلم هایی مملو از صحنه های اروتیک، چون ارکیده وحشی و انحرافات زنانه به شهرت دست یافته است.
اسدالله نیک نژاد، همکاری خود با زلمان کینگ را در فیلم دریای سیاه 213 ادامه داد. زلمان کینگ، در این فیلم که محصول سال 1998 میلادی، است، از نویسندگان فیلمنامه بود. دریای سیاه 213، داستان عکاسی است که برای گرفتن عکس هایی، به همراه رئیس و دستیارش، سوار بر کشتی، به دریا می روند. این فیلم، ترکیبی از خشونت، برهنگی و انواع انحرافات جنسی است.
همکاری اسدالله نیک نژاد با زلمان کینگ و رافائل ایزنمن (کارگردان دریای سیاه 213)، در فیلم جایی به نام حقیقت، محصول سال 1998 میلادی، ادامه یافت. داستان فیلم جایی بنام حقیقت، دوستی دختر مزرعه داری با یک گاوچران و همچنین، حضور زنی که تمامی عاشقان این دختر را اغواء می کند، است.
ایشان، در سال 1998 میلادی، در فیلم دیگری، به نام در دستان خدا، همکاری کردند. این فیلم، به کارگردانی زلمان کینگ، رویه ای جدای از دیگر فیلمهای ایشان داشت.
سال 1999 میلادی، اسدالله نیک نژاد، بعنوان تهیه کننده و زلمان کینگ، بعنوان کارگردان، در فیلم شرم، شرم، شرم، داستان زنی را که در زندگی جنسی خویش، دچار سردرگمی شده است و به همین دلیل، به انواع روابط ناسالم، تن در می دهد را به تصویر کشیدند.
پس از آن، در سال 2000 میلادی، زلمان کینگ، فیلمنامه زنان در شب را نوشته و کارگردانی کرد. تهیه کنندگی فیلم زنان در شب را اسدالله نیک نژاد، برعهده داشت. این فیلم، روایتگر سه داستان سرشار از انحراف جنسی بود که خط داستانی آنها، توجیهی برای نمایش اندام زنان بود.
اسدالله نیک نژاد، در سال 2002 میلادی، یکی از تهیه کنندگان سریال سیزده قسمتی Chromium Blue بود. این سریال، داستان علاقه یک مدل مرد، به یک مدل زن بود. فیلمی سرشار از برهنگی و انواع انحرافات جنسی که زلمان کینگ، کارگردان اش بود و در سال 2003 میلادی،بر اساس آن، قیلمی ساخت که به تهیه کنندگی اسدالله نیک نژاد بود.
نیک نژاد را چه کسی برای داوری جشنواره پیشنهاد داد؟گفته می شود هاشم میرزاخانی، مدیرعامل انجمن سینمای جوان و قائم مقام جشنواره دعوت کننده اسی نیک نژاد بوده است. او که حالا شایعاتی درباره تکیه زدنش بر مهم ترین مسند های سینمایی نیز به گوش می رسد، احتمالا برای رو کردن یک برگ برنده "بترکان!" دست به این دعوت زده است. دست اندرکاران جشنواره حتی به خود زحمت ندادند که با یک جستجوی اینترنتی سوابق داور - به اصطلاح هالیوودی - خود را چک کنند. این در حالی است که بنیاد سینمایی فارابی برای خود معاونت بین الملل هم دارد. سوابق "اسی" لو می روداعلام نام نیک نژاد البته تبعات سریعی داشت و به سرعت آوازه سوابق مشعشع او به گوش همگان رسید. رسانه هایی که معمولا با اتفاق افتادن خطاهایی صدها برابر کوچکتر از این، واکنش های تند و سریع نشان می دهند، سکوت کردند، اما سایت اصولگرای صراط نیوز نوشت:
اصل حاشیه هیات داوران مربوط به شایعاتی بود که رسانه های تخصصی ترجیح دادند به آن نپردازند و آن مواردی بود که در خصوص عضو ایرانی دعوت شده از آمریکا به هیات داوران جشنواره 89 مطرح بود؛ عضوی که داوطلبانه انصراف داد تا حساسیت در این خصوص افزایش نیابد و در دایره توجه قرار گیرد و آن عضو هیات داوران کسی نبود جز اسدالله نیک نژاد که در آمریکا با عنوان Essy Niknejad شناخته می شود.
اسی نیک نژاد چه تجاربی در گذشته داشته که بازگو شدنش به جشنواره فجر و لابد شمقدری و معاونت سینمایی و انتخاب کنندگان او به عنوان عضو هیات داوران همچون عباسی و الماسی، ضربه میزند؟!
این کارگردان 51 ساله فوق لیسانس کارگردانی سینما از دانشگاه هنر کالیفرنیا است. وی فعالیت در سینما را از سال 1360 به عنوان کارگردان با همکاری امیر قویدل با فیلم «برنج خونین» آغاز کرد. او پس از سفر به آمریکا با پشتوانه هیأت علمی دانشگاه هنر کالیفرنیا موفق به فعالیت در یکی از سریال های شبکه سراسری NBC شد و از سال 1369 به عنوان عضو ثابت سندیکای هنرمندان هالیوود به فعالیت خود ادامه داد. تا اینجای کار سوابق نیک نژاد مثبت به نظر میرسد و حتی بحث تهیه کنندگی سریال پرحاشیه "پاییز صحرا" که در زمان ریاست محمد هاشمی در صدا وسیما پخش شد و امام (ره) عنوان کرد این مجموعه مشکلی ندارد، آنچنان نقطه منفی ای نبود که "نیک نژادی" بخواهد به خاطرش هیات داوری جشنواره فجر را علی رغم میل باطنی از دست دهد!
پس می ماند سوابق آن طرف آبی "اسی" که در صفحه اش در IMDB قابل دسترسی است و جالب آنکه سوره علاقه ای نداشته حتی بخشی از آن را در بانک اطلاعاتی اش ذکر کند! او در سال هایی که در آمریکا مشغول بوده، بیش از آنکه به کارگردانی بپردازد، تهیه کننده بود و سریال های تلویزیونی و آثاری از این دست در قالب تریلر و درام و با چاشنی "داغی" (البته داغ تر از آثار استاندارد و معمول و مطرح هالیوود!) ساخته که "شرم، شرم، شرم"، "محلی به نام حقیقت"، "دفتر خاطرات کفش قرمز!"، "زنان شب" بخشی از این آثار هستند. پوسترها و قطعات این فیلم ها که در برخی سایت ها قرار گرفته، حکایت از آثار درخشان سینمای جهان ندارد و به شکلی است که به لحاظ اخلاقی نتوان در یک وب سایت داخلی همچون تریلر فیلم های مطرح نمایشش گذاشت، هرچند فیلم پورنو هم نیست!
البته نمی توان به نیک نژاد و به قول خودش تجربیات جالبش! خرده گرفت. او در بخشی از سینمای آمریکا فعالیت می کند که آثار در این سطح و کیفیت مشخص و منظم به این صحنه ها را طلب می کند و در واقع او قواعد کاری اش را در آمریکا رعایت می کند و او را نمی توان با تهیه کنندگان و کارگردان مطرح و شاخص داخلی یا خارجی نیز، جمع بست. اما می توان از مسئولانی که هیات داوران جشنواره بیست و نهم فجر را چیده اند، پرسید که این داور را از کجا آورده اند و چرا در شرایطی که ده ها کارگردان مطرح داخلی چون مجید مجیدی یا عباس کیارستمی ایستاده اند، در ینگه دنیا دنبال داور و آن هم با این سوابق گشته اند که در نهایت نیز آن قدر اوضاع به هم بریزد که پیش از درآمدن بوی ماجرا، خود داور انصراف دهد؟!
آیا این خبر درست است؟ برخی افرادی که به بهانه یک جشن صنفی رگ غیرتشان باد می کند و تمام ارزشها از شهدای مظلوم دفاع مقدس تا خانواده آنها را هزینه می کنند و بسیاری هنرمندان و کارگردانان داخل ایران و فیلم دینی ساز را احتمالا به خاطر اختلاف سلیقه سیاسی به حاشیه می رانند، در سفر به آمریکا این افراد را - که البته عملکرد حرفه ایشان به خودشان مربوط است- را تور می کنند تا برای هنرمندان ایرانی داوری کنند؟
با چه برهانی هنگامی که یار در خانه است، مسئولان فرهنگی گرد جهان می گردند و از آمریکا چنین پدیده هایی برای جشنواره فجر دعوت می کنند؟ اگر از امثال کیارستمی یا مجیدی خوششان نمی آید و آمریکایی دوست دارند، چرا لااقل سراغ چهره های مطرح هالیوود نمی روند و برای آنها بلیت و دعوتنامه نمی فرستند و سراغ درجه 2 و 3 هالیوود را می گیرند؟! اگر بپذیریم استعداد امثال مجیدی نه چندان متمایل به دولت، در حد اسکورسیزی نیست، آیا او در حد و اندازه اسی نیک نژاد هم قرار ندارد؟!
چرا مسئولان برگزاری جشنواره به انتخاب هیات داورانی گرایش نشان داده اند که هیچ سنخیتی با سطح این رویداد ندارند و هیچ نقطه ای اشتراکی نیز میان داوران جز خودی بودن (البته به معنای سال 89 آن) وجود ندارد؟ واقعاً اگر قرار باشد حسن عباسی و جهانگیر الماسی و ابوالقاسم طالبی و اسدالله نیک نژاد را با هم جمع بست، چه مخرج مشترکی جز سلام و علیک همه شان با شمقدری یا دیگر مسئولان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد می توان پیدا کرد که بتوان گفت با آن توجیه، اینها را انتخاب کرده اند؟! آیا می توان به این دوره از جشنواره و منتخبانش که چنین هیاتی برای معرفی شان چیده شده، دل بست؟
چگونه اسی نیکنژاد کنارهگیری کرددر پی مطرح شدن این اظهارنظرها، «اسدالله نیکنژاد» از داوری جشنواره فیلم فجر کنارهگیری کرد. پیش بینی های نزدیک به واقعیت آن است که این کناره گیری بیشتربه توصیه مدیران جشنواره و برای جبران مافات به وقوع پیوسته است. روابط عمومی جشنواره فیلم فجر اعلام کرد: «اسدالله نیکنژاد» در نامه اش به دفتر جشنواره نوشته: «علیرغم میل باطنیام، از داوری کنارهگیری میکنم و مایل نیستم عدهای مرا دستاویز آسیبرساندن به جشنواره کنند. با توجه به دریافت پیشنهاد شما و مطرح کردن آن با خانواده و در نظر گرفتن کلیه جوانب، به این نتیجه رسیدهام که علیرغم میل قلبی در داوری جشنواره امسال حضور نیابم.»
«نیکنژاد» در ادامه متذکر شده است:«افرادی در تلاشاند تا چهرهام را خراب و مخدوش کنند و از من خواستهاند تا در این جشنواره شرکت نکنم و افرادی نیز قصد دارند با تجارب گذشته من بازی کنند تا چهره جشنواره فیلم فجر را مخدوش نمایند. من که هنگام شروع جنگ مستند «درد همسنگرم» را ساختم و تلاش نمودم تا مردم را امیدوار کنم تا تسلیم دشمن نشوند. افراد دارای مواضع سیاسی به انسانیت رحم نمیکنند. همیشه در پی قدرتاند و زندگی مردم برای آنها مهم نیست. آنچه که میدانم، بعضیها تلاش میکنند این جشنواره موفق نباشد و در واقع میخواهند کشورشان راه به سوی موفقیت نبرد که اینها نه تنها فیلمساز نیستند، بلکه انسان خوشبختی هم نیستند...»
وی در پایان نامه، موفقیت جشنواره بیستونهم فیلم فجر را مهمترین موضوع سینمایی کشور خوانده و برگزاری مناسب و به دور از مواضع و اغراض سیاسی این دوره جشنواره فیلم فجر را از صمیم قلب آرزو کرده است.
مسعودشاهی: نیازی به جایگزینی برای نیکنژاد نیستدبیر بیست و نهمین دوره جشنواره فیلم فجربه ایسنا گفت: «تیمهای داوری جشنوارهی فیلم فجر کار خود را شروع کردهاند و نیازی به جایگزینی برای آقای اسدالله نیکنژاد نیست.»
مهدی مسعودشاهی درباره داوری جشنواره ادامه داد: «کسی از داوری کنار نکشیده است. همه افرادی که مسئولیت پذیرفتند سرجایشان هستند. تنها آقای بحرانی کسالتی داشتند و دکتر ایشان را منع کرده و عذرخواهی کردند. آقای نیکنژاد هم به دلیل ورود با تاخیرشان به جمع داوران استعفا دادند.»
و امسال هم مانند سال گذشته هیات داوری اصلی با 6 داور بسته شد تا جشنواره بیست و نهم، پرحاشیه ترین و به گمان برخی، ضعیف ترین گروه داوری تاریخ جشنواره را به خود ببیند.